تبليغاتX
alirezanasiri

























alirezanasiri

مطالب جذاب و خواندنی

بزرگتـرین استخـر جـهان در مرتـفع ترین نقـطه سنـگاپور


اگر ترس از ارتفاع دارید فکر شنا در این استخر را از سر بیرون کنید. این استخر که "بی نهایت" نام دارد بر روی سقف SkyPark که دهانه سه هتل مجلل است واقع شده و در نوع خود یکی از بزرگترین استخرها در جهان است. بطوریکه سطحی که این استخر بر روی آن قرار گرفته از برج ایفل هم طویل تر است (یعنی اگر برج بر روی زمین قرار گرفته باشد) ...

مجتمع تفریحی Marina Bay Sands Hotel در سنگاپور قرار دارد. این مجموعه که شامل یک هتل لوکس، کازینو، مرکز خرید، موزه هنر و علوم، ۶ رستوران با سرآشپزهای معروف جهانی، دو غرفه نمایشگاه شناور، دو سالن تئاتر، سینما و یک پارک شنی به همراه استخر در ارتفاع 200 متری زمین می باشد که بدینوسیله سه برج ۵۷ طبقه ای هتل توسط پارک آسمانی به یکدیگر متصل شده اند. این پارک آسمانی ۳۴۰ متر طول دارد و ظرفیت ۳۹۰۰ نفر را دارد که ارتفاع این پارک از زمین ۱۹۱ متر است و ۲۵۰ نوع مختلف درخت و ۶۵۰ نوع گیاه در آن قرار دارد. مساحت این پارک برابر با مساحت سه زمین فوتبال است و استخری به طول ۱۵2 متر را در خود جای داده است.

دیواره های این استخر به گونه ای طراحی شده اند که گویا در آسمان شنا می کنید. این استخر لبه ندارد و دور تا دور آن حوضچه قرار دارد که آب استخر در آن سر ریز می شود. با اینکه به نظر می رسد که آب استخر از لبه های آن به پایین می ریزد اما در واقع این آب به داخل محفظه ای می ریزد که بعد از آن دوباره به داخل استخر پمپاژ می شود. این استخر سه برابر اندازه ی یک استخر استاندارد است و بنابراین بزرگترین استخر روبازی است که در ارتفاع ۲۰۰ متری از سطح زمین ساخته شده. جالب است بدانید ورودی این پارک برای مسافران و توریست ها مجانی است اما برای ساکنان سنگاپور ۷۰ دلار است. هزینه ساخت این مجتمع ۸ میلیارد دلار (به همراه قیمت زمین) بوده و سرمایه گذار اصلی آن، شرکت Las Vegas Sands آمریکاست.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 

نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 11:12 توسط alirezanasiri|

این اتفاق خداوکیلی

 

برای

 

خودم افتاده

 

یکی از نشونه های آخر الزمون اینه که دخترا به

پسرا تیکه میندازن.جدیداً دخترا با ماشین ما پسرا

رو بلندم که میکنن!! آقایون اگه همینجوری

پارسایی پیشه کنیم و مقاومت کنیم پا ندیم چند

وقت دیگه توسط چند دختر بهمون تجاوز هم

میشه!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:42 توسط alirezanasiri|

گفتـگوهای کـودکـانه با خـدا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خدای عزیز!

به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که

هستند، حفظ نمی‌کنی؟

خدای عزیز!

شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمی‌کشتند، در مورد من و

برادرم که مؤثر بوده.

خدای عزیز!

اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفش‌های جدیدم رو بهت نشون میدم.

خدای عزیز!

شرط می‌بندم خیلی برایت سخت است که همه آدم‌های روی زمین رو دوست داشته باشی.

فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچین کاری کنم.

خدای عزیز!

در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام

می‌دهد؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خدای عزیز!

آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟

خدای عزیز!

این حقیقت داره اگر بابام از همان حرف‌های زشتی را که توی بازی بولینگ می‌زند، تو خانه هم

استفاده کند، به بهشت نمی‌رود؟

خدای عزیز!

آیا تو واقعاً می‌خواستی زرافه اینطوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟

خدای عزیز!

چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟

خدای عزیز!

من به عروسی رفتم و آن‌ها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند. این از نظر تو اشکالی نداره؟

خدای عزیز!

آیا تو واقعاً منظورت این بوده که "نسبت به دیگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار

می‌کنند؟" اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خدای عزیز!

بخاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود.

خدای عزیز!

وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی درباره‌ات گفت که از آدم‌ها

انتظار نمی‌رود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمه‌ای نزنی.

خدای عزیز!

لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من قبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش

پرس و جو کنی.

خدای عزیز!

من می‌خواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اینهمه مو در تمام بدنش.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


خدای عزیز!

برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم می‌دادی‌ها! ها!

خدای عزیز!

فکر می‌کنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد.

خدای عزیز!

من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمی‌کنم.

خدای عزیز!

از همۀ کسانی که برای تو کار می‌کنند، من نوح و داود را بیشتر دوست دارم.

خدای عزیز!

من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم.

خدای عزیز!

فکر نمی‌کنم هیچ کس می‌توانست خدایی بهتر از تو باشد. می‌خوام اینو بدونی که این حرفو

بخاطر اینکه الان تو خدایی، نمی‌زنم.


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


خدای عزیز!

ما خوانده‌ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دینی یکشنبه‌ها به ما

گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط می‌بندم او فکر تو را دزدیده.

خدای عزیز!

آدم‌های بد به نوح خندیدند و گفتند: "تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی می‌سازی" اما اون

زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کارو می‌کردم.

خدای عزیز!

لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می‌کنم.

خدای عزیز!

هیچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز

سه‌شنبه ساخته بودی، دیدم، معرکه بود.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:10 توسط alirezanasiri|

مادر سر چشمه گیتی...

 

غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که

همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی سوار بر بال پرنده محبت دید.

آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست

که زمزمه محبتش لالایی اوست؟

مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای

یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...

مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ

غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش

همچون کوهی بر دل خاک...روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

برای دیدن عکسهای زیبا مهر مادرانه برو به ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:5 توسط alirezanasiri|

کاریکاتور:وقتی اعراب ادعای خلیج فارس دارند

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:27 توسط alirezanasiri|

www.toppatogh.com | كاريكاتور زن با وفا

 

دعای خانوم ها: «خدایا! به من عشق بده تا شوهرم را درک کنم، صبر بده تا او را بپذیرم، ولی قدرت نده که

می زنم لهش می کنم ها...!»

واقعا معلوم نیست چرا خانم ها اینجوری هستن؛ از خدایی که همه قدرت عالم در دستش است فقط

شوهر می خواهند. بعد همه چیزهای توی عالم را از آن شوهر بی نوا می خواهند.

فقط یه زن ایرانی می تونه یه روز بره بازار خرید کنه خسته نشه، اما تو خونه مادر شوهر، وقتی یه ذره کمک

بکنه بگه: «آه خسته شدم به خدا! اینا عروس گرفتن یا کلفت!؟»

تنها از یک زن ایرانی بر میاد که ملکه زیبایی جهان رو ببینه، بعد با اعتماد به نفس بگه: «این کجاش

خوشگله!؟»

زن ها اگرچه سعی می کنند خودشان را پیچیده و مرموز نشان بدهند، اما ساختار ذهنی شان ساده تر از

آن چیزی است که فکرش را می کنید. یک بار امتحان کنید و به او بگویید: «آه عزیزم کاش بفهمی چقدر

دوستت دارم». (یک ضرب المثل ژاپنی / ترجمه فارسی اش اینقدر طولانی به نظر می رسد!)

گر بمیرد زنی، بر قبر او روید گلی

گر بمیرند زن ها، دنیا گلستان می شود

ژول میشلت، مورخ فرانسوی می گوید: «زن معجزه ای از تناقضات الهی است».

فردوسی حکیم بزرگ ایرانی می گوید: «که پیش زنان هرگز راز مگوی / چو گویی، سخن بازیابی به کوی»

برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود، چون این انصاف نیست که بعضی ها شادتر از بقیه زندگی کنند.

اسکار وایلد: «من از تروریست ها وحشتی ندارم، من دوساله ازدواج کردم».

سام کینیسون: «من از همسرم پرسیدم: که برای سالگرد ازدواج مون کجا بریم؟

او گفت: به جایی که تا حالا نرفتیم.

من گفتم: نظرت درباره آشپزخانه چیه!!؟»

مردها فرصت بهتری در زندگی نسبت به زنان دارند، یکی بخاطر اینکه دیرتر ازدواج می کنند و دوم اینکه زودتر

می میرند.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:20 توسط alirezanasiri|

سلام به خواجه شيراز

 
گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم
گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى
دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى
گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!

گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟
گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز
گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز

گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده
گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده

گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟
گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟
گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره
گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى
گفتا: پژو ، دوو، بنز ،کمری نوک مدادى

گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى
گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى
گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد
گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟

گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى
گفتا که: ادوکلن شد در شیشه هاى رنگى

گفتم: سراغ دارى میخانه اى حسابى
گفت: آن چه بود از دم ،گشته چلوکبابى

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:34 توسط alirezanasiri|

جملات زیبا و ارزشمند از کوروش کبیر


انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز

هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم

ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین

مغلوب شده باشم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی

بدارید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود

سامان داده است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم

عمل کنید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر

می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت

دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا

می کنند…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری

رسیدن به سهولت است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر

می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را

از بین می برد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را

می گیرید که همیشه می گرفتید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای

متفاوت انجام می دهند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم

بگیری با چند نفر .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در

باشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار

خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او

شادمانی من است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست

می گیرید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز

زیادی از آن نخواسته اید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دشوارترین قدم، همان قدم اول است .

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 12:45 توسط alirezanasiri|

آ نتی گرل

 

مردها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند....

ستاد یادآوری فرصت ها به بانوان

 

در زندگی هر دختری یك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهی می‌كند . . . . . . . . . .

حالا چی بپوشم؟

 
شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد.....
 
رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !
 
 
چو هرگز نیابی نشانی ز شوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی  
 
ستاد تشویق دختران به درس خواندن
 
 
یك سؤال به سوالات مراسم ازدواج اضافه شد:
 
 عروس خانم روزانه چه مقدار نان می‌خورند؟!
 
 
خانومایی که پول دارن میرند دماغشونو عمل میکنند،
 
اونایی که پول ندارند میگن که نباید در کار خدا دخالت کرد!!
 

دختر خانمی پول نداشته دماغشو عمل کنه،
 
 سر دماغشو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!
 
به زنی که همیشه میدونه شوهرش کجاست چی میگن؟ (بیوه)
 
زنم نشدیم غذا مون بسوزه بگیم نه نسوخته فقط غلظتشو بردم بالا
 
خوشمزه بشه
 
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت
 
شو بگیره .
 
 
دغدغه های دختر جوان : لاک ناخونم پاک شده
 
مهری سرویس طلا خریده دخترخاله ام ماشین داره
 
مامان غذای خوب نمی پزه – عروسکمو هنوز نخوابوندم !
 
زن و شوهری داشتن با هم دعوا می کردند، زنه می گه:
 
 
من فقط به خاطر این که بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم. مرده می گه:
 
باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
 
عروس وارد مجلس عروسی میشه مادرشوهرمیگه :
 
صلی الله محمد دشمن جونم امد . عروس میگه :
 
عقرب زیرقالی خواستی پسرنیاری!!!
 
زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن غرغرو رو به قیمت یک گوسفند فروختند...
 
به نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟
 
شوهره میگه : نه اگه زن خوبی باشه می ارزه...
 
 
قضاوت این جملاتو میذارم با خودتون،نسوان محترم
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 12:47 توسط alirezanasiri|

بر بلندای تمامی تفکرات مثبت‌گرای خویش،

 

محکم بایست

 

و با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به دریا

 

نگاه کن،

 

هر آنچه که در خود می‌جویی را

 

در گستره‌ی پرتلاطم دریا خواهی یافت.

 

و

 

آنگاه

 

مشکلاتت را به دریا بسپار

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

:hehee:

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 10:48 توسط alirezanasiri|

خدایا دلگیر نشو از من ولی ته نامردی...

 

دنیات

1333160042 عکس های عاشقانه پسر تنها

نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 20:2 توسط alirezanasiri|

هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 11:13 توسط alirezanasiri|

بگین بباره بارون ، دلم هواشو کرده

بگین تموم شدم من ، بگین که برنگرده

بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم

برهنه زیر بارون ، خرابُ درب و داغون

از آدما فراری ، از عاشقا گریزون

بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم

آرام باش عزیز من

آرام باش

دوباره سر از آب بیرون می آوریم

و تلألو آفتاب را می بینیم

زیر بوته ای از برف

که این دفعه

درست از جایی که تو دوست داری، طالع می شود

چیزی به فرو رفتنم نمانده ، چیزی به تمام شدنم نمانده ، در سایه سنگینی که بر روی زندگی ام افتاده ، وزش نابودی را می بینم


با من بگو قصه هاتو ، تا بدونم غصه هاتو

با شمایم نشنیدید ؟ جوابم بدهید

تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید

تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد

دست کم آب ندادید سرابم بدهید

سال ها هست که این شهر به خود مست ندید

عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید

درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم

چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید

خواب تا مرگ،کسی گفت فقط یک نفس است

قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید

گفته بودید که هر جرم عذابی دارد

عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید


گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت ، كه تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد...كه وقتی تو اوج تنهایی هستی ، با چشماش بهت بگه : هستم تا ته تهش ! هستی !؟

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید

زلال که باشی دیگران سنگ های کف رود خانه ات را می بینند ...! بر میدارند و نشانه میروند درست سوی خودت.


با تیشه خیال تراشیده ام تو را
در هر بتی كه ساخته ام دیده ام تو را
از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟
یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را
هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمام گل ها بوییده ام تو را
رویای آشنای شب و روز عمر من!
در خواب های كودكی ام دیده ام تو را
از هر نظر تو عین پسند دل منی
هم دیده، هم ندیده، پسندیده ام تو را
زیبا پرستیِ دل من بی دلیل نیست
زیرا به این دلیل پرستیده ام تو را
با آنكه جز سكوت جوابم نمی دهی
در هر سؤال از همه پرسیده ام تو را
از شعر و استعاره و تشبیه برتری
با هیچكس بجز تو نسنجیده ام تو را

سکوت کن نازنين سکوت کن
فريادت را چنين جماعت منگ
جز به سکوت بر نخواهند تافت
آغوشت را فروگير مهربان
بازوانت را فروگير
نوازشی نکرده دستانت را قطع می‌کنند
تا نوازشی نکنی

نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم ولی افسوس... او هرگز نگاهم را نمی خواند

در چشم هايم غرق شو.... و هزار و يك بار به حرمت دقايق عشق پاكي كه برايت سپري كرده ام لبخند بزن
به چشم هايم نگاه كن.....آثار اين چند سال عاشقيم...آنجاست!!!

ارغوان شاخه همخون جدامانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز ؟
آفتابي ست هوا ؟ يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست ، از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه اين سخت سياه ، آن چنان نزديك است
كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد كه هوا هم اينجا زنداني ست
هر چه با من اينجاست رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
یاد رنگيني در خاطر من گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون ‌آلود
هر دم از ديده فرو مي ريزد
ارغوان اين چه راز ي است
كه هر بار بهار با عزاي دل ما مي آيد ؟
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان داغ بر داغ مي افزايد ؟

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم . . . تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !
چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست . . . که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

عشق یعنی مادر
صبر یعنی یک زن
مهر یعنی دختر
نور یعنی خواهر
هرچه هستی عشق،صبر،مهر یا نور
رهایم کن و بگذار قالب خندان هر روزم را بشکنم و بروم . . .

هنگام پاییز ، زیر یک درخت ... مردم ، برگهایش مرا پوشاند و هزاران قلب یک درخت گورستان ... قلب من شد

رخ نما بهر نگاهم كه مرا طاقت تنهایی نیست
دل سپار بر دل عصیان كه مرا طاقت رسوایی نیست
كنج میخانه شب و روزم شده نام تو باز
كن صدایم كه در این میکده چو من شیدایی نیست
تار و پود دلم اینك شده غرق نیاز تو دوست
دست من گیر تو امروز كه دگر فردایی نیست
یاد تو در دل من چو خون جاری گشت
همه اشكال فلك دیدم و چون تو مرا ماهی نیست
رخ نما بهر نگاهم كه اینك محتاج نگهم
سجده بر نام تو دارم و دگر مرا امایی نیست
هر زمان نام تو خواندم دلم آرام گرفت
گرمتر از خانه پر مهر تو مرا جایی نیست
دل ما خانه عشق است تو بیا به مهمانی ما
باده ومی مهیاست ولی ساقی نیست
بیا تا باده بنوشیم و نشینیم بر مرکب عشق
ساقیا چو امشب گذرد دگر عمری باقی نیست
من اگر دیوانه ام
با زندگی بیگانه ام
مستم اگر یا گیج و سرگردان و مدهوشم
اگر بی صاحب و بی چیز و ناراحت
خراب اندر خراب و خانه بر دوشم
اگر فریاد منطق هیچ تأثیری ندارد
در دل تاریک و گنگ و لال و صاحب مرده ی گوشم
به مرگ مادرم : مردم
شما ای مردم عادی
که من احساس انسانی خودرا
بر سرشک ساده ی رنج فلاکت بارتان
بی شبهه مدیونم
میان موج وحشتناکی از بیداد این دنیا
در اعماق دل آغشته با خونم
هزار درد دارم
درد دارم
نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 12:32 توسط alirezanasiri|

یعنی میشه منم بزرگ بشم ، عاشق بشم!!!
نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 22:33 توسط alirezanasiri|



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کاریکلماتورهای زیر تقدیم به شما دوستانی که این سبک از طنز تلخ را می پسندید.

- آغاز هر سلام، پایان خداحافظی است.

- زندگی خیلی کوتاه است، ولی آنقدر بلند هست که آن را تباه نکنیم.

- زندگی محبت است و محبت چیزی جز حقیقت نیست.

- اغلب از بی وقتی شکایت می کرد ولی مشکل اصلی او بی هدفی بود.


- دوست هرکس عقل اوست و دشمنش نادانی او.

- آدم خوش بین، شیطان را هم فرشته می بیند.


- وقتی خوابیدم، حقیقت را در خواب دیدم.

- انسان باید انتخاب کند نه اینکه سرنوشت خود را بپذیرد.


- دانش تنها سرمایه ای است که به تاراج نمی رود.

- گوش شنوا زیر بنای مهارت های ارتباطی است.


- دنیا برای آدم های غمگین به کوچکی یک قطره اشک است و برای آدم های شاد به بزرگی یک لبخند.

- کسانی که دیر قول می دهند، خوش قول ترین مردم دنیا هستند.


- آنچه امروز در دل دارم، ممکن است آرزوی فردایم باشد.

- شاید زیباترین منحنی جهان لبخند باشد.


- اگر برای خواسته هایت تلاش نکنی، مجبوری با داشته هایت بسازی.

- عشق یک خواب شیرین است و ازدواج ساعت شماطه دار.


- فریاد را همه می شنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

- پرنده بی بال با فکرش پرواز می کند.


- اعتبار همه چیز نه در ارزش آنها، که در معنای آن هاست.

- بعضی ها با اینکه خیاط نیستند، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند !


- زندگی مثل یک تابلو نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

- هر کس تاوان راهی را می دهد که خود برگزیده است.


- در جزیره رنگ ها هم، همه از دو رنگی متنفر بودند.

- کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد، بالاخره در دریای رویا غرق می شود!


- چیزی به نام شکست وجود ندارد، آن چه بدست می آید، نتیجه است و بس.

- ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد، کسی است که به کم ترین ها نیاز دارد.


- از زندگی آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد، نه آن چه آرزویش را داریم.

- وقتی آسمان دلم ابری می‌شود، باران اشک از دیدگانم فرو می‌ریزد.


- عشق‌های امروزی به ماهی کوچکی می‌ماند که باید مواظب بود از دست لیز نخورد.

- کار کردن خوب است اما زندگی کردن را نباید فراموش کرد.


- از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش.

- توی بازار صداقت، گرانی بیداد می کند.


- ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.

- به افکار بیدارم قرص خواب دادند.


- به جز سیاستمداران، بنی آدم اعضای یکدیگرند.

- همیشه درست می گویم، اما نمی دانم چرا حق با دیگران است.


- بدون عینک تمام سازها را تار می بینم.

- عجب زمانه ای شده ! گذشت هم درگذشت.


- ارزانترین و زیباترین لوازم آرایش صورت، تلخند است.

- بابا آب داد دیگر افسانه شده، قبر بابا را هم ایزوگام کردند.


- دنبال لولوی نامرد می گشت تا ممه ربوده شده اش را پیدا کند.

- همسر با گذشتی بود، از من هم گذشت.


- بگذارید حقتان را بخورند، مرگ حق است.

- خوش به حال فقیر، یک حرف بیشتر از غنی دارد.


- شاید تفاوت دید من و تو در نمره عینکمان باشد.

- در پایان محکمه، حکم قاضی به دار آویختن عدالت بود.


- از نظر عوام، آزادی یعنی آن طرف دیوار زندان.

- چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است.


- گشادی جیب بعضی ها، بزرگتر از سوراخ لایه اُزون است.

- نوک قلم پاچه خوار همیشه چرب است.


- بعضی ها حساب پس می دهند و بعضی ها حق حساب.

- نقاش فقیر، بر بومش خجالت می کشید.


- عدد یک را دست کم نگیرید، یک عمر، یک زندگی، یک انسان!

- بعضی ها رو دست ندارند و بعضی ها زیر دست.


- با اسلحه ای به شکار طبیعت رفتم.

- با یک ریال، دو ریال نمی توان سریال ساخت.


- در بازار سرمایه، کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

- شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.


- شرکت برق، حتی برای برق کفش هایم هم تعرفه صادر کرد.

- برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد.

- چون ریاضی بلد نبود، دیگران را آدم حساب نمی کرد.

- دریای غم ساحل ندارد پس بیخودی پارو نزن.


- این روزها مرغ های گوشتی هم تخمی شدند.

- از پررویی ی ِ بی حد ِ تورم پیداست که تخم مرغ هم بزودی جایگزین سکه می شود.


- ماهی های پرنده عمری پشت میله های آبكی ی دریا حبس خواهند بود.

- آدم ها وقتی به دنیا می آیند برای خودشون گریه میكنند وقتی هم از دنیا میروند دیگران براشون گریه میكنند.


- سازها زودتر از آدمها كوك می شوند.

- پریز برق دو سوراخ داره، یكیش میگیره و با همدستی با اون یكیش آدمو می کشه!


- بهترین ترس، ترس از گناه است.

- زندگی ِ باد در سرگردانی سپری میشود.


- در بازی ِ زندگی داور ها هم اخراج می شوند.

- دیدن ِ دریا نگاهی عمیق می خواهد.


- پرنده صعود می كند، اما جاذبه سقوط.

- خدا عمری دلم را پشت ِ میله های سینه ام حبس كرد تا فقط اسیر ِ دل ِ خودم باشم.


- یك عمر دلم را پشت قفس ِ سینه ام زندانی كردم تا مبادا دلم اسیر ِ كسی شود.

- میوه ی ِ درخت ِ خشكیده هیزم است.


- دود ِ آتش به چشم ِ آسمان می رود.

- سقوط ِ آبشار آبكیست.


- گوركن آرزوی ِ زندگی كردن را به دست خودش به گور می برد.

- تنها ماهی ی داخل تنگ هم از زندگی سیراب شد.


- پزشكی ی ِ قانونی، مرگ ماهی ی ِ درون حوض را، خفگی ِ در آب به دلیل شنا بلد نبودن اعلام كرد.

- زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است.


- مارمولک مدعی شد که در دوران جوانی تمساح بوده است.

- تجربه نامی ست که انسان روی اشتباهاتش می گذارد.


- دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم!

- کاکتوس مادرزن گل هاست.


- درخت باردار با تکاندن باغبان فارغ می شود.

- آب که گل آلوده شد، ماهی ها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند.


- بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم می شوند.

- خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند.


- معلمی شغلی با کلاس است.

- دسته تبر جزء درختان خائن شناخته شد.


- کاش ماشین زندگی هم دنده عقب داشت !

- وقتی آبله مرغان گرفتم، بیش از همه، از خروس ها وحشت داشتم.


- فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود.

- شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است، به شرطی که به ازدواج منتهی شود!


- قبض آب را که دیدم، برق از سرم پرید.

- آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.


- بعضی ها با نردبان قدرت، از دیوار حاشا بالا می روند.

- به علت خالی نگه داشتن جیب مردم، جیب بُرها متحصن شدند.


- قیافه ام پاییزی است، اما دلم بهاری.

- همه انسان ها شاعرند، چرا كه روزی غزل خداحافظی را می خوانند.


- هوا مجانی، برف و باران، سرما و گرما مجانی، دیگر چه می خواهیم ؟

- بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.


- در محضر عشق، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد.

- بعضی ها در خوابند و بعضی ها قسطی چرت می زنند.


- به لطف شرکت برق، برق چشمانم را مجانی مصرف می کنم.

- بارش باران، رنگ سیاه شب را برد.


- افکارم را با سکوت زندانی می کنم.

- آن قدر به زندگی لبخند زدم که مرا دیوانه پنداشت و ترکم کرد.


- از هم آغوشی آب و آتش، فرزندی به نام خاکستر متولد شد.

- شاید پیش نیاز درس زندگی، یک واحد دروغ باشد.


- برای اینکه احساس خود بزرگی کند، از کوه غرور بالا رفت!

- شاید اتحاد یک نوع ظاهر سازی برای پنهان کردن دشمنی باشد.


- تمام ارزها را در صرافی معامله می کردند، بجز عرض معذرت!

- گاهی احساس دل بالاتر از منطق است.


- كبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی كرد.

- در بیشتر سفیدی ها یک نقطه سیاه نفس می کشد.


- وقتی قلمم شكست، سانسور با خوشحالی شروع به بشكن زدن كرد.

- بیهوده متاز، مقصد همه خاک است.

- چون گوش شنوایی نیافتم، حرف هایم را می نویسم.

- قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد.

- رشته سخن را بدست گرفت و كلاهی نو برای مردم بافت.

- بیشتر اوقات افكارم را با سكوت، سانسور می كنم.

- به غصه هایم خندیدم و دردهایم را به تعصب وا داشتم.

- به دنبال شادی باشید غم ها خودشان ما را پیدا می کنند.


- برای آنکه به بیراهه نروم، پشت سر حقیقت راه می روم.

- بعضی ها برای به جایی رسیدن و بعضی ها بعد از به جایی رسیدن، همه چیز را زیر پا می گذارند.


- اعداد درشت، با صفرها رشد می كنند.

- اگر قلمم را بشكنند، قلم پایم را می تراشم و با آن می نویسم.



نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 21:19 توسط alirezanasiri|


آخرين مطالب
» بزرگتـرین استخـر جـهان در مرتـفع ترین نقـطه سنـگاپور
» یکی از نشونه های آخر الزمون
» گفتـگوهای کـودکـانه با خـدا
» مادر سر چشمه گیتی...
» خلیج همشه فارس
» طنز : تنها یک زن ایرانی می تونه!
» سلام به خواجه شيراز
» جملات زیبا و ارزشمند از کوروش کبیر
» آنتی گرل
» مشکلاتت را به دریا بسپار...


Design By : Pichak